لطف بی حد

چند روز پیش در خبرها اومده بود که یک سری دار و دسته قصد دفن شهدای گمنام رو توی دانشگاه شریف داشتند که با مقاومت دانشجوها مواجه شدند و در آخر همون عده بر کارشون فائق اومدن. البته بعد این قضایا رئیس دانشگاه هم یه کتکی خورد و شلوغ پلوغ و بد و بیراه و باقی قضایا.

خیلی جالبه این قضایا توی دانشگاه شماره یک مملکت اتفاق بیفته , جایی که قاعدتا باید نمونه نظم و برنامه ریزی و تفکر و چی و چی باشه باید یه سری بگیرن رئیس دانشگاه رو بزنن , یه سری دیگه هم با زور هر چی مقدسات زیر سؤال ببرن.

قصدم این نیست که در مورد موضوع رأی صادر بکنم , چون اساسا در مورد اتفاقات توی ایران هیچ قضاوتی نمیشه کرد . کلاف صد تایی که توی این هرج و مرج هست هیج محکمه ای رو نمیپذیره .

 بد نیست به واژه احترام توجه بیشتری بشه . دیگه شور همه چی داره در میاد.   

معرفی

عرض کنم که چون هنوز اول راه هستم ، به نظرم باید شمایی از موضوعاتی که قراره در موردش بنویسم رو بگم .

این وبلاگ کلا قراره در هر زمینه ای که احساس کنم میتونم چیزی بگم ، مطلب داشته باشه، که البته اولویت با مسایل روزمره اجتماعی است که باهاش سرو کار داریم .

امیدوارم با اقبال دوستانم مواجه شود.

طلوع

بنام حق

سلام به همه رفقا .

از اونجایی که در عصر اطلاعات داریم نفس میکشیم ، و  ما هم داریم اینجا مفت مفت ADSL استعمال میکنیم ، به نظرم اومد بد نیست یه راهی برای بیان افکار و تا حدودی سنجش اون پیدا کنم.

بعد به این نتیجه رسیدیم که چی سهل الوصول تر از وبلاگ.

و به این صورت زنگار متولد شد.