چند سال پیش اون موقع که به یک دانشکده زبان ژاپنی در توکیو میرفتم یه روز استادمون یه موضوع انشا داد گفت در مورد یکی از اسطوره های کشورتون چند خط بنویسید. هر چی فکر کردم چیز جالب توجهی که ساده هم باشه به ذهنم نرسید. تنها چیزی که دیدم میتونم در بارش زیاد شرح بدم حضرت علی (علیه السلام) بود. بالاخره ۲۰ سال زندگی کردن تو یه کشور به ظاهر شیعه باید یه چیزایی دستگیرم شده باشه. خلاصه دو سه خطی نوشتم و دادم رفت. کلاس که تموم شد استادم که یه خانم ژاپنی جوون هم بود اومد بهم گفت چی نوشتی تو انشات. گفتم در مورد یکی از رهبران دینیمون. بلافاصله با یه لهجه ژاپنی گفت : "عری" ( حرف ل در ژاپنی نیست به جای او حرف ر استفاده میشه). اینو که گفت من کامل موندم( !!تعجب) گفتم از کجا میشناسی گفت میدونم که فقط یه آدم خوب و خیر و مهربون بوده. بعد ادامه داد راستی یه زنی هم همراهش بود. خواهرش بود، دخترش بود، نمیدونم. گفتم همسرش ، دختر پیغمبرمون هست. بعد کلی نشستیم در این مورد حرف زدیم. خیلی مشتاق بود و با دقت به حرفام گوش میکرد ( حالا خیلی هم تخیل عارفانه نکنیدااا یعنی کلا تریپ جذاب بود براش) خلاصه آخرش بهش گفتم تو که اینقدر دوست داری در مورد علی چیز بدونی بذار برات یه کتاب انگلیسی بیارم. گفت نه نه تا همین جا بسه من نمیتونم کتاب در مورد این مسایل بخونم ، آخه میدونی اینجا چیزه و .... ( با یه حالت گردن کجی )
بعد با خودم فکر کردم علاقه اندک یک کافر که از بچگی تو مملکت آنچنانی رشد کرده و بویی از اسلام به مشامش نرسیده ممکن از عشق آتشین من و امثال من که از بچگی این مسایل تو خوردمون رفته و هیچ شباهتی به علی نداریم ارزشمند تره. ممکنه همین علاقه اون آدم رو نجات بده و من...
میلاد فاتح دلها مبارک.
لبنان

مذهب علیه مذهب
... بنابراین این حرف که در قرن نوزدهم گفته شد که :" دین تریاک توده هاست تا توده ها به نام امید به بعد از مرگ ، محرومیت و بدبختیشان را در این دنیا تحمل کنند، تریاک توده هاست تا مردم اعتقاد به این داشته باشند که آنچه پیش می آید در دست خداوند است و به اراده خداوند است و هر گونه کوشش برای تغییر وضع ، برای بهبودی وضع خود و مردم ، مخالفت با اراده پروردگار می باشد. "لیت حرف راست است ، راست است ! اینکه گفتند : " دین زائیده ترس موهوم مردم است " ، راست است !و اینکه گفتند :" دین زاییده تبعیض و مالکیت و محرومیت دوره فئودالی است " ، راست است .
اما این کدام دین است ؟
دینی است که تاریخ هم همیشه در قلمروش بوده است – غیر از لحظاتی که مثل برقی درخشیده و بعد هم خاموش شده است و همین دین شرک است ....
آن کسی که قرآن به سر نیزه می زند ، قریش نیست که برای لات و عزا در برابر پیغمبر اسلام بایستد.او این شکل را به این شکل نمی تواند حفظ کند، می آید از داخل ، بعد قرآن را به سر نیزه می زند و علی را می کوبد ، یعنی خدا و محمد را می کوبد. به نام خلافت رسول خدا و به نام حکومتی که قانون اساسی آن ، قرآن است بر تاریخ حکومت می کند و اصولا خلیفه که به جهاد و حج می رود، باز دین شرک حکومت می کند..
... آن دین – دین شرک – زاییده ترس و جهل مردم است . چرا ؟ برای اینکه مذهبی های مشرک ، یعنی کسانی که دین شرک را تبلیغ می کنند ، می ترسند از اینکه مردم بیدار بشوند ، باسواد بشوند، عالم بشوند، آشنا باشند ، می خواهند معلومات منحصر به چیزهایی همیشگی و ثابت باشد و آن هم در انحصار خودشان . چرا ؟
برای اینکه به میزان پیشرفت علم ، آن دین شرک نابود می شود – چرا که محافظ دین شرک ، جهل است – و به میزان بیداری مردم و به وجود آمدن روح انتقاد در مردم ، آرمانخواهی در مردم ، در طول تاریخ ، و حافظ وضع موجود بوده و این وضع از پیش از فئودالیسم تا در دوره فئودالیسم و بعد از آن ، در شرق و غرب حتی در طول تاریخ بشری موجود بوده است...
پیغمبران این دین – ادیان ابراهیمی – همواره بر روی همه چهره های حاکم – چه مادی و چه معنوی – و بر روی همه بتها – چه به قول " فرانسس بیکن " بتهای منطقی و چه بتهای جسمی ، چه بتهای بشری ، چه بتهای اقتصادی ، و چه بتهای مادی – پنچه افکنده اند . پنجه در پنجه تمام مظاهر دین شرک – یعنی دین وضع موجود – می افکنده اند ، و مسئولیت خود – پیغمبران ادیان ابراهیمی – و پیروانشان تغییر ریشه دار وضع موجود و جانشین کردن عدالت ، میزان و قسط – که همواره در قرآن به عنوان هدف ارسال رسل تکرار می شود – بوده است و استقرار عدالت و میزان و قسط یعنی تغییر وضع موجود نه پذیرفتنش .
بنابراین نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که ، در طول تاریخ ، دین در برابر بی دینی نبوده، بلکه د ر برابر دین بوده و همیشه دین با دین می جنگیده است .
دین توحید که بر آگاهی و بینایی ، بر عشق و بر نیاز آدمی ( یک نیاز فطری فلسفی ) مبتنی است ، در برابر دین شرک که زائیده جهل و ترس بوده، قرار داشته است....